دلم گرفته
به دل نگیر
این روز ها با هر بهانه ی کوچک زود بهم می ریزم
با هر بهانه ی کوچک تر از کوره در می روم
مثل همیشه پژمرده که می شوم
چشم هایم می ترکد از خنده
شب تا گاه صبح بیدارم به تماشای شب

از خواب می پرم
بر مي خيزم با شتاب، از شب
به خود قول ميدهم
به دل نگیرم از مرموز کوچه ی بن بست
من:گرفته حال بچگی ام
هوا:گرم
گرمای من:سرد تر
اعتراض:خفه تر- منگ تر
!بی خیال
بی خیال مفهوم همه فهم
!بی خیال وزن سنگین بغض
.....

