|
Dj Valeri
|
رو به روي من سرابه
بخت من هميشه خوابه
رو دلم جاي يك زخمه
بی تو زندگیم عذابه
تو غرورمو شکستی
دل به يكي ديگه بستي

میگه از پیشم برو
خدانگهدار
دلم گرفته
به دل نگیر
این روز ها با هر بهانه ی کوچک زود بهم می ریزم
با هر بهانه ی کوچک تر از کوره در می روم
مثل همیشه پژمرده که می شوم
چشم هایم می ترکد از خنده
شب تا گاه صبح بیدارم به تماشای شب

از خواب می پرم
بر مي خيزم با شتاب، از شب
به خود قول ميدهم
به دل نگیرم از مرموز کوچه ی بن بست
من:گرفته حال بچگی ام
هوا:گرم
گرمای من:سرد تر
اعتراض:خفه تر- منگ تر
!بی خیال
بی خیال مفهوم همه فهم
!بی خیال وزن سنگین بغض
.....
غصه ها كه عادي مي شوند،
شعرها كه بي صدا مي شوند
وقتي كه حتي اتفاقها معمولي مي شوند
بارانها از سر تكرار مي بارند و بهارها از سر عادت گل مي كنند
وقتي همة روزهاي تقويمت مثل هم مي شوند،شنبه با جمعه فرقي نمي كند

زمستان با بهار و امسال با پارسال
وقتي به آسمان يكجور نگاه مي كني ، به خودت يكجور نگاه مي كني ، و حتي به خدا
و مي خواهي زندگي را سخت نگيري تا زندگي بر توسخت نگيرد،و لحظه ها روال عادي خودشان را داشته باشند
: یعنی
بهار هر وقت دلش خواست بخندد وزمستان هر وقت
خواست دلش بگيرد،
برگهايي که مرا برگ اميدي بودند دانه دانه همه ريخت
نيمي خواب، نيمي بيدار،نيمي انسان، نيمي فرشته ام و همواره از تو نوشته ام. گريه ها و خنده
ها، بالهاي پرنده ها، هرچه بود و هر چه هست، لحظه هاي بي شکست ، قصه هاي واپسين،
عشقهاي آتشين ، آفتاب و آسمان و قلبهاي مهربان جلوه اي از حضور توست. نيمي آواز، نيمي
سکوت، نيمي نور و نيمي سوت و کورم و همواره از تو دورم. به رنگين کمان که مي نگرم به
عطرهاي بيکران که دست مي زنم ، از تو دورتر مي شوم. اين همه فاصله را چگونه تاب
بياورم؟ کاش مي توانستم براي شبهاي وحشي ام کمي مهتاب بياورم.کدام کتاب را بخوانم ؟ کنار
کدام خوشهً انگور بمانم به سوي کدام اقيانوس پارو بزنم؟ چه کنم با مظلوميت پيراهنم ؟ کدام سيب
بوي دهان تو را دارد؟ بوي عشق و مهرباني را؟ در چشم چه کسي تصوير تو شفاف تر مي
نشيند؟ چه کسي روز و شب تو را از هر پنجره اي که دلش بخواهد، ميبيند؟ وقتي با توام چراغ
اتاقم خاموش نمي شود وهيچ خاطره اي فراموش نمي شود. وقتي با توام ملکوت در دستهاي
روشن من است و مي توانم به همه فرشتگان فخر بفروشم . نيمي سلام و نيمي بدرودم ، نيمي
کوير و نيمي رودم و ديشب باز از تو سرودم . همه ستاره ها به زمين آمدند. به ديدار اين دل
غمگين آمدند